تبليغاتX
ستاره شب
توآسمون دنیاهرکسی ستاره داره/چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

دل من و حرفای بچه گونه

 

تو باز می گی برو بابا دیوونه

 

شب و غم و یه آسمون ستاره

 

من و تو و حرفای نیمه کاره

 

دلم میگه که گردش زمونه اس

 

نگاه تو دنبال یه بهونه اس

 

یادم باشه بندازمت توی آب

 

شاید بشی ماهی من توی خواب

 

قلاب عشقو می ندازم توی آب

 

شاید به چنگت بیارم توی خواب

 

بیا بگرد دور دلم حسابی

 

منم شدم ماهیگیر قلابی

 

بهونه اونجاست سر اون قلابه

 

قلاب همون جاست سر اون مردابه

 

بدو زرنگ باش توی این زمونه

 

نگو دلم روی زمین می مونه

 

یه وقت نگی من بی وفایی کردم

 

یا که خودم دلمو هوایی کردم

 

تو دنبال بهونه بودی منم

 

فقط برات بهونه پیدا کردم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:58 توسط :: راحیل ::

سلام به همه دوستان خوبم

امیدوارم سالم و سلامت باشید و بهتون خوش بگذره

باید ببخشید که اینقدر دیر به دیرآپ   میکنم

امیدوارم از این مطالب جدید خوشتون بیاد

 

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:22 توسط :: راحیل ::

من سکوتم تو ترانه من یه فانوس تو زبانه من نگاه

 

 مات و گنگم تو نگاهی عاشقانه من یه زخمم تو یه

 

 مرهم من به ندرت تو دمادم من یه باغ گر گرفته    

 

 تو مثل نزول شبنم منو تو دو تا مسافر توی شهر

 

  قصه ها  تو ترانه خون جاده های بی صدا




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 12:7 توسط :: راحیل ::

تا حالا کفشاتو نگاه کردی؟

دو تا عاشق

دو تا همراه کی بی هم می میرن   

با هم خاکی میشن

بدون هم زیر بارون نمیرن

کاش آدما هم یکم از کفشاشون یاد بگیرن....      

   

                        




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 23:36 توسط :: راحیل ::

به روی گونه تابیدی و رفتی
مرا با عشق سنجیدی و رفتی
تمام هستی ام نیلوفری بود
تو هستی مرا چیدی و رفتی
کنار اتظارت تا سحر گاه
شبی همپای پیچک ها نشستم
تو از راه آمدی با ناز و آن وقت تمنای مرا دیدی و رفتی
شبی از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم برای قصه ام سوخت
غم انگیزست توشیداییم را
به چشم خویش فهمیدی و رفتی
چه باید کرد این هم سرنوشتی ست
ولی دل رابه چشمت هدیه کردم
سر راهت که می رفتی تو آن را به یک پروانه بخشیدی و رفتی
صدایت کردم از ژرفای یک یاس
به لحن آب نمنک باران
نمی دانم شنیدی برنگشتی
و یا این بار نشنیدی و رفتی
نسیم از جاده های دور آمد
نگاهش کردم و چیزی به من نگفت
توو هم در انتظار یک بهانه
از این رفتار رنجیدی و رفتی
عجب دریای غمنکی ست این عشق
ببین با سرنوشت من چها کرد
تو هم این رنجش خکستری را
میان یاد پیچیدی و رفتی
تمام غصه هایم مقل باران
فضای خاطرم را شستشو داد
و تو به احترام این تلاطم
فقط یک لحظه باریدی و رفت ی
دلم پرسید از پروانه یک شب
چرا عاشق شدی در عجیبی ست
و یادم هست تو یک بار این را
ز یک دیوانه پزسیدی و رفتی
تو را به جان گل سوگند دادم
فقط یک شب نیازم را ببینی
ولی در پاسخ این خواهش من
تو مثل غنچه خندید و رفتی
 دلم گلدان شب بو های رویا ست
پر است از اطلسی های نگاهت
تو مثل یک گل سرخ وفادار
کنار خانه روییدی و رفتی
تمام بغض هایم مثل یک رنج
شکست و قصه ام در کوچه پیچید
ولی تو از صدای این شکستن
به جای غصه ترسیدی و رفتی
 غروب کوچه های بی قراری
حضور روشنی را از تو می خواست
تو یک آن آمدی این روشنی را
بروی کوچه پاشیدی و رفتی
کنار من نشتی تا سپیده
ولی چشمان تو جای دگر بود
و من می دانم آن شب تا سحرگاه
نگارن را پرستیدی و رفتی
نمی دانم چه می گویند گل ها
خدا می داند و نیلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا همیشه
تو از این شهر کوچیدی و رفتی
جنون در امتداد کوچه عشق
مرا تا آسمان با خودش برد
و تو در آخرین بن بست این راه
مرا دیوانه نامیدی و رفتی
شبی گفتی نداری دوست من را
 نمی دانی که من ن شب چه کردم
خوشا بر حال آن چشمی که آن را
به زیبایی پسندیدی و رفتی
هوای آسمان دیده ابریست
پر از تنهایی نمنک هجرت
تو تا بیراهه های بی قراری
دل من را کشانیدی و رفتی
پریشان کردی و شیدا نمودی
تمام جاده های شعر من را
رها کردی شکستی خرد گشتم
تو پایان مرا دیدی و رفتی
 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 1:10 توسط :: راحیل ::

تازگیا سفر می ری
جاهای پر خطر می ری
 بی سر صدا بدون من
 تا ساحل خزر می ری
 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا امون می دی
گل شدی ، دس تکون می دی
یه جوری به غریبه ها
اداهاتو نشون می دی
 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
 تازگیا ، دوری چقدر
سکت و مغروری چقد
چه کم باهام حرف می زنی
راس راسی مجبوری چقدر
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا طلا شدی
کم شدی ، کیمیا شدی
دیگه صدام نمی کنی
عین غریبه ها شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا باهان بدی
گفتی میام ، نیومدی
نگفته بودی انقدر
بازی با قلب و بلدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا سرده نگات
دیگه نمی لرزه صدات
برقی که دنبالش بودم
رفته دیگه از تو چشات
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا را نمی یای
سر قرارا نمی یای
زمستونا نیومدی
حالا بهارا نمی یای
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا کم شدی ، کم
یه عالمه دوری ازم
نمی شه پیدات بکنم
حتی واسه دوست دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیال کنم
باید ازت سوال کنم
خیال داشتن تو رو
تو رویاهام محال کنم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا ، کم می یارم
به جای بارون ، می بارم
یه جوری فرصت بده که
بگم چه قدر دسوت دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه ناز شدی
عجیبی ، عین راز شدی
شعر و ترانتم خوبه
کلی ترانه ساز شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه بی حواس
عاشق داری از چپ و راس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیلی زیاد
همش تو رو یادم می یاد
می ترسم از فکرای تو
بلاهایی سرم بیاد
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا عجیب شدی
تنها که نه ، غریب شدی
به ما که می رسی یه کم
نجیب بودی ، نجیب شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا حرف شماس
همش می گی دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا تو سال نو
بدجور می میرم واسه تو
چون می دونی دوست دارم
ناز نکن از پیشم نرو
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
نامه رسید به آخرا
باید سپردت به خدا
فقط یه قولی بده که
دلت بمونه پیش ما
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
امضای نامه اولی
سرخه و خیلی مخملی
با عطر کلی گل سرخ
با چشم یه کم عسلی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون که ثابت بکنی
حسابت از همه جداس




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 1:7 توسط :: راحیل ::




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:56 توسط :: راحیل ::

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 0:33 توسط :: راحیل ::

                 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:1 توسط :: راحیل ::

دل من باز گریست

 دل من باز گریست

                قلب من باز ترک خورد و شکست

  باز هنگام سفر بود و من

                 از چشمانت میخواندم که به آسانی

  از این شهر سفر خواهی کرد

                 و نخواهی فهمید بی تو این باغ

  پر از پاییز است

  دوستت دارم حتی اگر داشتن تو

              رویایی بیش نباشد و سر انجام

  تو نصیب عاشقی دیگر شوی




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 23:48 توسط :: راحیل ::

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:40 توسط :: راحیل ::




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 19:50 توسط :: راحیل ::




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 13:4 توسط :: راحیل ::

اومدم واسه زیارت تو چشاتو قبله کردی /شنیدی واست میمیرم ولی باز حوصله کردی

این که با منی تو یا نه یه سوال نقره ای بود/پاسخ اون رو برای عالمی مساله کردی

آسمون آرزو هام واسه هجرت تو لرزید/با جرقه نگاهت تو دلم زلزله کردی

تو دیگه جایی برای غرورو التماس من نذاشتی/هرچی خواستم که بمونی طلب فاصله کردی

آخرش با تو نگفتم برا با تو بودن دیگه دیره/گفتی وقتش رسیده از خیانت گله کردی

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 10:52 توسط :: راحیل ::

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 22:23 توسط :: راحیل ::

لحظه ها را میگذرانیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی در لحضه هایی بوده که گذراندیم

......................................................................................................................................

زندگی حواسشو جوع میکنه تا اون چیزی رو که دوستش داریم ازمون بگیره

                                                                             شکسپیر




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 1:18 توسط :: راحیل ::

اگه با اشکای من دلت آروم میگیره

بذار این هق هق من تب بارون بگیره

                    گفته بودین دلتون دلی رو نمیشکنه

                     داره انگار دلتون زیر قولش میزنه

                                            اشکای ناقابلم نازنین قربونتون

                                             نمیزارم به خدا غم بشه مهمونتون 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 18:20 توسط :: راحیل ::

 

Zendegi mesle phyano mimone

 

Dokmeye siyah baraye lahzehaye talkh

 

Dokmeye sefid baraye lahzehaye shad

 

Bayad har do dokme ro baham bezani ta

 

 ahangesh ghashang beshe

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 12:50 توسط :: راحیل ::

اگه روزی یکی اومد بهت گفت دوستت دارم سعی نکن بهش بگی دوسش داری

اگه یه روزی یکی اومد بهت گفت عاشقته سعی نکن بهش بگی عاشقشی

اگه یه روزی یکی اومد بهت گفت همه زندگیش تویی سعی نکن اون همه زندگیت باشه

چون ممکنه یه روزی بیاد بهت بگه ازت متنفره.اون وقت تو نمیتونی ازش متنفر باشی....../.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 13:53 توسط :: راحیل ::

مسافر خسته من بارسفر رو بسته بود

                توخلوت آینه هابه انتظار نشسته بود

                                             میخواست از اینجا بگذره اما نمیدونست کجا

                                                                 دلش پراز گلایه بود اما نمیدونست چرا؟

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گذاشتو رفت

             دل که به جاده ها سپرد کسی اونو صدا نزد

                                           نگاه عاشقانه ای برای او دعانکرد......

حالا دیگه تو غربتم ستاره پر نمیزنه

           تولحظه های بی کسی پرنده پر نمیزنه

                     با کولباره خستگی تو جاده های خاطره

                               مسافر خسته من یه عمره که مسافره                                  




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 7:28 توسط :: راحیل ::

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:51 توسط :: راحیل ::

بارن نمیشوم تا بگویی با چه منتی

 

خود را به شیشه میکوبد




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 21:9 توسط :: راحیل ::




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:28 توسط :: راحیل ::

پرچم کمک داور سرنوشت مدتهاست به علامت در افساید ماندن شادی هایم بالاست.نتیجه سرنوشت من وپاییز به تساوی کشیده شد.در حقیقت بازی به نفع تو تمام شد.تقدیر قانون گل طلایی را منحل کردتا مباداتو با گل لبخندت دروازه سکوتم را بشکنی.سرنوشت حتی ثانیه ای وقت اضافه برای بازپس گرفتن انتقامم از غم تو منظور نکرد.شنیده ام که تکل از پشت کارت قرمز داردولی نمیدانم ان زمان که سرنوشت به تنها بخش باقیمانده از ارزوهایم پشت پا زد داورها کجا بودند.چرا هیچ داوری خطا های سرنوشت را نمیبیند؟سکوت تو تنها خطایی است که پنالتی دارد .غم تو ارزوهایم را درو کرد .تو از همه طرف به من گل زدی. درد دل هایم را بر اوت نزن.

به خدا اینها شوتهای هوایی نیست ضدحمله هم نیست که دفعشان کنی.نگذار فراق تو در همین بازی نخست از دور شرکت کنندگان جام پیکار حذفم کند.تو چه اسان مرا از اوج جدول ارامش به دسته اخر دلواپسی فرستادی.من فقط از تو گل خوردم.حالا که میگویی مرا می فهمی با مهربانیهایت برایم از تقدیراوانتاژ بگیر.یاد تو در بین ۹۰دقیقه صبوری وتحمل رهایم نمیکند.تو را به خدا تجدید نظر کن تو دیگر کارت قرمز نشانم نده.

نازنینم محرومم مکن.....بگذار تماشایت کنم تا بتوانم زندگی کنم......

من تنها با دیدار تو زمین دنیاو توپ تقدیر را خواهم بوسید وبا افتخار به عنوان پیشکسوتی در عشق برای همیشه با جام زندگی خداحافظی خواهم کرد




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 9:22 توسط :: راحیل ::

ادم مثل یک کتاب می مونه که تا وقتی تموم نشه برای دیگران جالبه.

پس سعی کن خودت رو جلوی دیگران تندتند ورق نزنی که اگه زود

تموم بشی مطمئن باش میرن سر یک کتاب دیگه....................




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 8:4 توسط :: راحیل ::

گوش به آوازم بده دل به دل سازم بده

در هوای عاشقی با عشق پروازم بده

گوش به فریادم بده با نگاه خواستنی

خواستی پروازم بده.

عشق مثل گرمی آب مثل اتیش روی 

آب مثل تب کردن خورشید عشق مثل                                                                   

 جاری رود مثل الماس کبود غصه بود

نبود عشق مثل رنگ نیاز محترم مثل 

نماز مثل رفتن زیارت واسه عاشق  

چاره ساز........                                                 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 1:39 توسط :: راحیل ::

 اگه دستام خالی باشه

اگه باشم عاشق تو       

غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

دلم از دار دنیا به تو هدیه داده بودم

با کمال بی پناهی به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد همه زجری که کشدم

همه رو به جون خریدم ولی از تو دل نبریدم

هر کی دیدم تو رو دیدم هر جا بودم با تو بودم

تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:46 توسط :: راحیل ::